اعضاي بياستفاده جانداران

از زمانهاي گذشته تا به حال قسمتهاي مختلف بدن جانداران طي مراحل تکاملي تغيير يافته و متناسب با نياز محيط برخي اندامها به کلي از بين رفته اند اما در اين ميان برخي از اعضا و اندامها با وجود اينکه در بدن موجودات مدرن هيچ استفاده اي ندارند، همچنان باقي مانده اند و به همين دليل برخي اين اندامها را نشانه اي بر وجود فرايند تکامل مي دانند.
وجود يک اندام مشابه در دو موجود متفاوت زيست شناسان را به سوي منشا يکساني هدايت مي کند که اين دو جاندار از آن به وجود آمده اند. اين اندامها با نام خرد اندامها مي توانند به خوبي ارتباط ميان گونه هاي مختلف جاندران را آشکار کند.
در حال حاضر بسياري از اندامها در بدن موجودان زنده از جمله انسان وجود دارد که به دليل بي استفاده بودن توجه چنداني نيز به آنها نمي شود. در ادامه چند نمونه از اين اعضاي بي استفاده در بدن موجودات مختلف مورد بررسي قرار خواهند گرفت.
بال در پرندگاني که توانايي پرواز ندارند: در سال 1798 يک آناتومي شناس فرانسوي به نام «اي ين جفري سينت هيلاري» به همراه ناپلئون به مصر سفر کرده و پرندگاني را مشاهده کرد که توان پرواز ندارند و بالها در اين موجودات کاملا بي استفاده به شمار مي روند. پرنده اي که هيلاري درباره آنها نوشت شترمرغ بوده است اما هيلاري از اين پرنده به عنوان Cassowary ياد کرده است. نام اين پرنده توضيحي براي تمامي پرندگاني که خصوصياتي مانند شترمرغها دارند ، مورد استفاده قرار مي گيرد. اين دو گونه از پرندگان تنها دو نمونه از ميان چندين گونه از پرندگاني هستند که از بالهاي خود هيچ استفاده اي نمي کنند.
براي مثال مي توان به پرندگاني مانند کيوي گونه اي از پرندگان در نيوزيلند و کاکاپو تنها گونه طوطي شناخته شده با توانايي آواز خواندن که قدرت پرواز ندارد اشاره کرد. به طور کلي بال در پرندگان ساختاري پيچيده به شمار مي رود که تنها به منظور ايجاد توانايي پرواز حتي در گونه هايي که توانايي پرواز ندارند به وجود آمده است. اين اندامها اصالتا و به صورت خودکار بال هستند اما هرگز قادر نخواهند بود بدنهاي حجيم اين پرندگان را از زمين به بالا بکشند. تنها استفاده از اين اندامها کنترل تعادل در هنگام دويدن و برقراري ارتباط و جلب توجه ديگر پرندگان است.
استخوان پاهاي پشتي در والها: زيست شناسان معتقدند براي 100 ميليون سال تنها مهره داران موجود در زمين موجوداتي آبزي بدون دست و پا بوده اند. طي مراحل مختلف پا و ران پا در اين ماهي ها به وجود آمد و اين جانداران به تدريج قدرت راه رفتن و خروج از محيط آب را به دست آورده و اولين موجودات زميني را تشکيل دادند. زماني که حيات موجودات در خشکي شکل گرفت برخي از پستانداران از ميان آنها به درون آب بازگشتند.
بر اساس تخمين زيست شناسان، اين واقعه در حدود 50 ميليون سال پيش رخ داده است و پستانداراني که در آن زمان به ميان آب بازگشته اند، اجداد والهاي مدرن امروزي به شمار مي روند. پاهاي عقبي با وجود اينکه ظاهرا بي استفاده هستند تحت تاثير تکامل از بين نرفته و همچنان در والهاي مدرن ديده مي شوند. نمونه هاي متعددي از والهايي که از اين پاها برخوردار بوده اند، مشاهده شده است. اين پديده در والهاي بالين و گوژپشت به خوبي ديده مي شوند. در برخي از اين گونه ها تنها استخوانهاي پا مشاهده مي شود و در برخي ديگر پاي کامل به همراه انگشتهاي مجزا ديده مي شوند. بر اساس اين استخوانهاي به جا مانده زيست شناسان نشانه هايي را از ارتباط ميان کرگدنها و والها مشاهده کرده اند.
ماهيچه هاي ريشه مو و موي بدن در انسان: اين ماهيچه ها در کنار ريشه موي بدن قرار داشته و براي مثال در هنگام سرما عامل ايجاد بافتي دانه دانه در پوست بدن انسان مي شود. اين ماهيچه ها در جانداران باعث افزايش حجم موهاي بدن شده و با بزرگتر نشان دادن ابعاد بدن جاندار باعث ايجاد ترس در شکارچي، مهاجم يا دشمن جاندار خواهد شد.
در عين حال اين پديده باعث گرم نگه داشتن بدن انسانهاي اوليه نيز مي شده است. اين ماهيچه ها با گذشت زمان و کاسته شدن لايه مو در بدن انسانها بي فايده تر شده و توانايي افزايش حرارت بدن را نيز از دست دادند. البته برخي بافتهاي مويي باقي مانده در انسان مانند موي سر، صورت، ابروها و مژه ها مفيد و موثرند اما باقيمانده اين بافت در بدن انسان به کل بي استفاده باقي مانده است.
چشمها در ماهي هاي Astyanax Mexicanus: طي آزمايشهاي متعدد آشکار شده است که اين ماهي هاي کم رنگ که در اعماق غارهاي زير دريا در مکزيک زندگي مي کنند با داشتن چشم عملا نابينا هستند. اين ماهي در هنگام شکل گيري در تخم داراي چشم است اما قبل از تولد چشمها از بين رفته و ماهي نابينا متولد مي شوند. اين چشمهاي بي استفاده تقريبا پس از صدها يا هزاران سال زندگي در تاريکي مطلق به اين شکل تکامل يافته اند.
نمونه هاي مشابهي از اين گونه ماهي که در ارتفاع کمتري از سطح دريا زندگي مي کنند از چشمهاي کاملا سالم و قدرتمندي برخوردارند. دانشمندان به منظور آزمايش اينکه آيا ماهي هاي نابينا توانايي استفاده از چشمهاي سالم را دارند يا خير، عدسي چشم ماهي عمق پايين تر را به چشم ماهي نابينا پيوند زده و پس از هشت روز مشاهده کردند در پس پوستي که سطح چشم را پوشانده است، چشمي جديد در حال شکل گيري است. بعد از گذشت دو ماه ماهي توانست چشمي سالم با قدرت ديد،مردمک، قرنيه و عنبيه به وجود آورد.
دندان عقل در انسان: در کنار زمان، هزينه و دردي که براي مقابله با دندان عقل صرف مي شود انسانها از دست و پنجه نرم کردن با اين ارثيه به جا مانده از اجداد خود خسته شده اند. با وجود کوچکي بسيار، اين دندانها باقي مانده اند و وجود خود را در کنار درد شديدي که براي انسان به وجود مي آورند، تحميل مي کنند. دو دليل منطقي براي توجيه بي مصرف شدن اين دندانها در انسان وجود دارد.
اولين دليل کوچکتر شدن فک در انسانها و ثابت باقي ماندن تعداد دندانها است. دليل دوم مي تواند ريشه در بهداشت دهان داشته باشد. به گفته محققان چندين هزار سال پيش شايد از دست دادن تعداد زيادي از دندانها يا بيشتر دندانها براي يک فرد 18 ساله امري بسيار عادي به شمار مي رفته است که در اين صورت رشد دندان عقل در اين دوره سني در انسان بسيار کارآمد به شمار مي رفته است.
اکنون انسانها روزانه دو بار دندان خود را مسواک مي زنند و حفظ دندانها تا انتهاي عمر امري غير ممکن به شمار نمي رود. تنها نکته آزار دهنده اي که باقي مي ماند اين است که دندان عقل همچنان وجود داشته و رشد مي کند که اين پديده درد زياد و هزينه قابل توجهي را براي انسان در بر دارد.
آپانديس در انسان: آپانديس در ميان مهره داران گياهخوار بسيار بزرگ بوده در هضم توده هاي بزرگ گياهي که به عنوان غذا مورد استفاده قرار مي گرفته است، بسيار موثر بوده اند اما اين عضو در بدن انسان هيچ رابطه مستقيمي با هضم غدا ندارد و به اعتقاد دانشمندان اين عضو از اجداد گياه خوار انسان به جا مانده و کاملا بي استفاده است.
بر اساس گزارش لايو ساينس ، سالانه جراحي هايي که براي حذف اين عضو انجام مي گيرد هزينه هاي گزاف مالي و جاني را به بار مي آورد. براي مثال در سال 2000 در حدود 300 هزار جراحي آپانديس در ايالات متحده شکل گرفته و بيش از 371 نفر در اثر اختلال در اين عضو جان خود را از دست داده اند.


































